توکل به خدا...

این حرف خیلی قشنگه خیلی معنی داره ولی برای من دیگه تکراری شده هر  کسی میرسه بهم میگه .... من بهش اعتقاد دارم ولی ...

این روز ها خیلی تنهام خیلی صبح سرکار عصر خونه طبق معمول شوهرجان هم که خودشو غرق کار کرده حسابی تا 10 شب من باید بشینم درو دیوار ببینم  خیلی تکراری و یکنواخت شده زندگی برام یه تغیر اساسی نیاز دارم ولی نمیدونم چیکار کنم  چون واقعا کاری از دستم ساخته نیست چون باید دوباره بگم توکل به خدا ... 28 سال از خدا عمر گرفتم چه کل این سالها چه این یک سال و 7 ماه که منتظرم خیلی سخته خیلیناراحت

شنبه صبح باید برم برا سونو  بعدش هم آمپول و مراحل iui  دیگه رو نمیشه برگه مرخصی ببرم پیش پیش خودم احساس میکنم حالا باخودش میگه مگه این چند سالشه مگه مریضیش چیه که این همه استعلاجی میگیره ولی بازم بیخیال بازم خدارو شکر کسی نمیدونه بازم خدارو شکر من اینجا از همه کوچیک ترم خیلی هوامو دارن خدایا به حق بزرگی خودت کمک کن این ماه جواب بگیرم کمکم کن از شر این همه قرص و آمپول و سونو های وحشتناک راحت بشم کمکم کن

/ 0 نظر / 6 بازدید